تبلیغات اینترنتیclose
شيرم و از دست آهويت فراري ميشوم( شهراد میدری )
پیچک ( شهراد میدری )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 تير 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شيرم و از دست آهويت فراري ميشوم
ميروم در گوشه اي مشغول زاري ميشوم

ميسپارم يال و کوپال پريشان دست باد
هاي و هوي گريه هاي بيقراري ميشوم

ميگذارم زير پا قانون جنگل، هرچه باد
بيخيال آنهمه قانون مداري ميشوم

شيرها حق داشتند از جمع خود طردم کنند
من فقط ننگم دليل شرمساري ميشوم

جاي خونت خون دلها ميخورم از دست عشق
اشکم و مي جوشم و چون چشمه جاري ميشوم

پنج وارونه به روي هر درختي ميکشم
پنجه روي قلب هاي يادگاري ميشوم

ميکشم با " آ "ي آهم ميله ميله دور خود
خيره بر آواز غمگين قناري ميشوم

تا که چشمانت خرامان باز از اينجا بگذرد
در کمين، ديوانه ي لحظه شماري ميشوم

"دوستم داري؟" ميان کوه نعره ميزنم
دلخوش پژواک " آري.. آري.. آري" ميشوم

عاشقت هستم نميخاهي چرا باور کني؟
عاشقت هستم که از دستت فراري ميشوم

عاقبت يک شب به قعر دره ات خاهم پريد
سينه چاک تو غزال بختياري ميشوم

 

شهراد ميدري

 لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید : تشکر می کنم

دانلود کنید

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار شهراد میدری-4, | بازديد : 433