تبلیغات اینترنتیclose
کودکي که تکيه بر ديوار دارد بعد از اين( شهراد میدری )
پیچک ( شهراد میدری )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

کودکي که تکيه بر ديوار دارد بعد از اين
در نگاهش غصه ي بسيار دارد بعد از اين

زير پايش کارتن، در يک پياده روي خيس
آسمان هم از لجش رگبار دارد بعد از اين

يک ترازوي شکسته سهم او از دلخوشي ست
بغض سنگيني که با او کار دارد بعد از اين

سيري ِ يک شهر را بر دوش آهش ميکشد
سکه اي ناچيز از هر بار دارد بعد از اين

چشمهاي التماسش خيره بر هر رهگذر
با نگاه خسته اش اصرار دارد بعد از اين

عابران در رفت و آمد، پرشتاب و بي خيال
او که سر بر شانه ي ديوار دارد بعد از اين

آه از دنيا که شد سقف اش به روي او خراب
حس جا ماندن ته آوار دارد بعد از اين

دور از چشمان عکسي که به خانه برنگشت
توي جيب کوچکش سيگار دارد بعد از اين

دفتري با جلد پاره، يک مداد و يک کتاب
مشق هايي که غلط، بسيار دارد بعد از اين

آب.. بابا ! نان چه شد؟ مانده ست " آ " يت بي کلاه
يک زمستان سوز لاکردار دارد بعد از اين

"مرد که گريه.. " که گفته؟! گريه کن بر زندگي
زندگي که روي نکبت بار دارد بعد از اين

هق هق پنهان مادر.. مرد صاحبخانه هيز..
همچنان اين دردها تکرار دارد بعد از اين

 

*شهراد ميدري*

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار شهراد میدری-1, | بازديد : 366