تبلیغات اینترنتیclose
انگور در رگ هاي شعر -1
پیچک ( شهراد میدری )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

دلي تنگ و سکوتي مخملي هست

کنار پنجره يک صندلي هست

شب است و با تو دارم ميزنم حرف

تو ديگر نيستي، باران ولي هست

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 63

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


به سمت دورهاي دور مي برد

به قرن چندم انگور مي برد

قطاري مي گذشت از چشم هايت

مرا با خود به نيشابور مي برد

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 99

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

چه شبهايي که تنها سر نکردم

اجاق ماه، خاکستر نکردم

جسد با موج ها آمد به ساحل

خودم بودم ولي باور نکردم

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 89

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

خليج نقره اي تنگ غروبم

رفيق موج هاي پايکوبم

پُرم از هرچه زورق هاي خالي

دهاتي زاده اي اهل جنوبم

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 88

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


سرانجام، آخر کاري رسيدند

پس از عمري وفاداري رسيدند

دو خاکستر، دو نخ، آرام، خاموش

به هم در زيرسيگاري رسيدند

 

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 93

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

"به مناسبت بيست مهر، زادروز

حضرت حافظ شيراز:"

**

سمرقند و بخاراي قديم است

پُر از مجنون و ليلاي قديم است

مرا با خود ببر تا "حافظيه"

دلم تنگ غزلهاي قديم است

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 93

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


 

 

سکوت و هق هق و يک بشکه نفت و ..

پتو و حوض الکل.. روز هفت و ..

به زير خاک ميگيريم جشني

سپس ماه عسل خاهيم* رفت و ..

 

 

شهراد ميدري

*خواهيم

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 103

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


"به مژگان سيه.."* را باز مي خاند*

براي نرگس شيراز مي خاند

کلاغي توي کاج حافظيه

غزلهاي تو را آواز مي خاند

 

شهراد ميدري

 

 

*1: حضرت حافظ: به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم...

*2:مي خواند.

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 177

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


به مژگان، سيخ سيخي مي نويسي

کج و کوله، مريخي مي نويسي

مگر اهل کدامين دوره هستي؟

که بر دل خط ميخي مي نويسي

 

 

شهراد ميدري

 

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 49

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


دو چشم آبي ات در کاشي افتاد

به دنبالش قلم مو ناشي افتاد

کمال الملک از وقتي تو را ديد

به فکر حضرت نقاشي افتاد

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 102

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


هوايي خسته تر از هر غروبي ست

به راهت چشمهاي نقره کوبي ست

فقط من هستم و ياد تو امشب

براي گريه کردن وقت خوبي ست

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 97

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

تب و لرز گسل مي گيرم امشب

شر و شور غزل مي گيرم امشب

خداحافظ.. براي آخرين بار

خودم را در بغل مي گيرم امشب

 

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 64

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


شبي بي ماه، مد خاهم* شد و رفت

رها از خوب و بد خاهم شد و رفت

در از تو قفل خاهم کرد و آن گاه

از اين ديوار رد خاهم شد و رفت

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 99

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

اتاقش را پر از هرچه خوشي کرد

پر از کنسرت هاي چاوشي کرد

خبر ساده ست تيتر صبح فردا:

"حسين ميدري" هم خودکشي کرد

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 71

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

به تو در توي باغي دعوتم کن

به شعر بي سراغي دعوتم کن

برايم يک بليت برگ بفرست

به کنسرت کلاغي دعوتم کن

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 77

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

 

چه مي جويي به غير از درد، اينجا؟

به غير از برگهايي زرد، اينجا؟

نزن اي دارکوب ! اين قدر هي در

کسي در وا نخاهد* کرد اينجا

 

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 90

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

 

مترسک پا به پايش گريه مي کرد

براي جوجـه هايش گريه مي کرد

به ياد سفره ي خالي گنجشــک

دو چشـم لوبيايش گريه مي کرد

 

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 105

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


هوا معمولي و .. نم نم نميزد

دلي از مهرباني دم نميزد

جنازه.. گربه اي توي خيابان

کسي يک نيش ترمز هم نميزد

 


شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 58

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


سماور ، پنجره ، پرده.. من و تو

بخار و عطر گسترده.. من و تو

دو قو بر روي قوري گرم آواز

دو فنجان چاي دم کرده ، من و تو

 

شهراد ميدري

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 97

نوشته شده در تاريخ جمعه 25 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


چه نازي دارد آواز بنانت

پُر از موسيقي بوسه دهانت

تن ات تنبور و چشمان تو قانون

کمانچه مي نوازد ابروانت

 

 

شهراد میدری

برچسب ها : ,

موضوع : انگور در رگ هاي شعر -1, | بازديد : 136

صفحه قبل 1 صفحه بعد